ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

168

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

پس از مرگ ملكشاه ، تكش پسر ديگر خود قطب الدين محمد را به جاى او امارت خراسان داد . قطب الدين در مرو اقامت گزيد . شكست لشكر ختا از غوريان چون خوارزمشاه تكش رى و همدان و اصفهان را گرفت و ابن قصاب وزير خليفه را منهزم ساخت ، نزد خليفه الناصر لدين اللّه پيام فرستاد و خواست تا در بغداد به نام او خطبه بخوانند . خليفه از اين سخن به هم برآمد و نزد غياث الدين پادشاه غزنه و غور رسولى فرستاد و از او خواست كه قصد بلاد خوارزم كند . غياث الدين نيز نامه‌اى تهديدآميز به خوارزمشاه نوشت كه اينك به قصد تسخير بلاد او در حركت مىآيد . خوارزمشاه بيمناك شد و از تركان ختايى يارى طلبيد و گفت اگر به يارى او نشتابند غياث الدين بلاد او را خواهد گرفت همچنانكه بلخ را گرفته است . تركان ختايى لشكر در حركت آوردند و به بلاد غور رسيدند و به بهاء الدين سام ملك باميان كه در بلخ بود پيام دادند كه از آنجا بيرون رود و در سراسر بلاد غور دست به آشوب زدند . خوارزمشاه تكش نيز آهنگ هرات كرد و به طوس رسيد . امراى غورى چون محمد بن خرنك [ 1 ] اقطاع دار طالقان و حسين بن خرميل [ 2 ] و امير خروش [ 3 ] در خراسان گرد آمدند و سپاههاى خود بسيج كردند و بر لشكر ختا زدند و آنان را تا جيحون واپس راندند و بسيارى را كشتند و بسيارى در جيحون غرق شدند . پادشاه ختا نزد خوارزمشاه تكش كس فرستاد و گفت كه سبب اين جنايت او بوده و اينك بايد ديهء كشتگان قوم او را بپردازد . تكش به غياث الدين غورى روى آورد تا دل او را با خود مهربان كند . و چنان نهادند كه تكش سر به فرمان خليفه نهد و آنچه ختاييان از بلاد اسلام گرفته‌اند باز پس دهد . تكش به پادشاه ختا پاسخ داد كه لشكر تو آمده بودند كه بلخ را از غوريان بستانند و نه براى يارى من آمده بودند و گفت كه او خود اكنون در فرمان غياث الدين است . پادشاه ختا بار ديگر لشكر بسيج كرده به سوى او فرستاد و خوارزم را در محاصره گرفت . اين بار نيز پس از آنكه شمارى كثير از آنان به قتل رسيدند بازگشتند . تكش خوارزمشاه از پى ايشان براند و بخارا را محاصره نمود تا در سال 594 بخارا را در تصرف آورد و به خوارزم باز گرديد . و اللّه تعالى ولى التوفيق . تصرف خوارزمشاه تكش [ 4 ] روى و بلاد جبل را خوارزمشاه تكش براى باز پس گرفتن رى و بلاد جبل از دست مياجق [ 5 ] و ديگر مماليك

--> [ ( 1 ) ] متن : محمد بن بك . [ ( 2 ) ] متن : مرميل . [ ( 3 ) ] متن : خروس . [ ( 4 ) ] متن : تكين . [ ( 5 ) ] متن : مناجق .